الملا فتح الله الكاشاني
255
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
احكام غافل بودند حق تعالى بر سبيل انكار توبيخ و تقريع ايشان فرمود كه اى منكر مجادل * ( أَ لَمْ تَعْلَمْ ) * آيا معلوم ندارى * ( أَنَّ اللَّه ) * آن كه خداى تعالى * ( عَلى كُلِّ شَيْءٍ ) * بر همه چيزها از محو و اثبات و نسخ و انساء و غير آن از مقدورات * ( قَدِيرٌ ) * تواناست پس تواند كه بر وفق مصلحت نسخ حكمى كند و اتيان نمايد بحكمى ديگر كه بهتر از آن باشد يا مثل آن كه متضمن حكمت باشد و نزد بعضى مخاطب حضرت رسالت ص است و همزه براى تقدير يعنى البته ميدانى اى محمد ص كه حقتعالى قادر است بر نصرت تو و توانا بر انتصار از براى تو بر اعدا و گويند ظاهر خطاب با حضرت است و مراد جميع امت و افراد او بخطاب جهت آنست كه اعلم همه است و در انوار گفته كه در آيه دلالتست بر جواز نسخ زيرا كه اصل اختصاص آنست و آنچه متضمن آنست چون ما و من و غير آن بامور محتمله و اين به جهت آنست كه احكام مشروعه و آيات منزله به جهت مصالح عباد و تكميل نفوس انسان است بر سبيل تفضل و رحمت از جانب حضرت عزت و اين مختلف مىشود باختلاف اعصار و اشخاص مانند اسباب معاش چه نافع در عصرى گاه هست كه ضار است در غير آن عصر و كسانى كه مانع نسخاند بدون بدل يا ببدل اثقل و مانع نسخ كتاب نسبت به اين آيه احتجاج كردهاند زيرا كه در نسخ بدون بدل يا ببدل اثقل خيريت و مثليت منتفى است و ناسخ مأتى به است كه بدل منسوخ باشد و سنت از اين قبيل نيست و اين احتجاج ضعيف است زيرا كه عدم حكم با اثقل گاه هست كه اصلح مىباشد و نسخ گاه هست كه به غير بدل شناخته مىشود و سنت از آن چيزى است كه حق تعالى به آن اتيان نموده و فرموده و مراد بخيرية و مثل لازم نيست كه مانند منسوخ باشد در لفظ و در مجمع نيز آورده كه كسانى كه دعوى ميكنند كه نسخ قرآن به نسبت معلومه جايز نيست به اين آيه استدلال كردهاند كه حق تعالى اضافه اتيان بخير و مثل با نفس خود كرده و سنة حقيقت منسوب به او نيست و ديگر آنكه بعد از آن فرموده كه * ( أَنَّ اللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) * و اين دالست بر آنكه ناسخ آن چيزى باشد كه مختص باشد بقدرت حقتعالى بر آن كه آن قرآنست و معجزه و بعد از آن گفته كه صحيح آنست كه قرآن جايز است كه منسوخ گردد بسنت مطهرهء مقطوعه و معنى خير منها آنست كه اصلح باشد از براى ما در دين و انفع در استحقاق مزيت ثواب و اضافهء آن به خدا ابا ندارد و از آنكه سنت باشد زيرا كه سنت بامر حقتعالى است و در آيه دلالت است بر آنكه قرآن محدثست زيرا كه تغير لازم نسخ است و چون قرآن عبارتست از الفاظ و حروف مترتبه هم چنان كه بديههء عقل حاكم است به اين پس اينكه اشاعره جواب دادهاند از اينكه تغير از عوارض امورى نيست كه متعلق بمعنيى باشد قائم بذات قديم غير موجه باشد * ( أَ لَمْ تَعْلَمْ ) * آيا ندانستى خطاب بپيغمبر ص است و مراد امت اويند لقوله و ما لكم